کوچینگ روایی«narrative coaching»

دسته

کوچینگ روایی (Narrative Coaching) یکی از عمیق‌ترین و مؤثرترین رویکردهای کوچینگ است.

 

کوچینگ روایی (Narrative Coaching) چیست؟

 

تصور کنید زندگی شما یک کتاب داستان است و شما شخصیت اصلی آن هستید. کوچینگ روایی بر این ایده استوار است که ما از طریق داستان‌هایی که برای خودمان و دیگران تعریف می‌کنیم، به زندگی و هویت خود معنا می‌بخشیم. این داستان‌ها باورها، ارزش‌ها و نحوه واکنش ما به اتفاقات را شکل می‌دهند.

 

گاهی اوقات، ما در یک “داستان مشکل‌ساز” (Problem-Saturated Story) گیر می‌افتیم. مثلاً داستان “من آدم مضطربی هستم” یا “من هرگز در کارم موفق نمی‌شوم”. این داستان‌ها آنقدر تکرار می‌شوند که ما آن‌ها را به عنوان تنها حقیقت موجود می‌پذیریم و هویتمان با آن‌ها گره می‌خورد.

 

هدف کوچینگ روایی کمک به مراجع است تا:

 

از داستان مشکل‌ساز خود فاصله بگیرد و آن را به عنوان یک “موجودیت جدا” ببیند.
داستان‌های جایگزین، مثبت و قدرتمندتری را کشف و بازنویسی کند.
در نهایت، نویسنده و قهرمان داستان زندگی خودش باشد.

اصل کلیدی در کوچینگ روایی:

فرد، مشکل نیست؛ مشکل، مشکل است. (The person is not the problem; the problem is the problem.)

این یعنی به جای اینکه بگوییم “من یک فرد شکست‌خورده هستم”، می‌گوییم “شکست، داستانی است که در مقطعی از زندگی من حضور داشته است”. این جداسازی، فضا را برای تغییر باز می‌کند.

نحوه استفاده از کوچینگ روایی در جلسات (با مثال)

بیایید یک سناریوی واقعی را در چند مرحله بررسی کنیم.

مراجع: سارا، مدیر بازاریابی که از صحبت در جلسات بزرگ و ارائه دادن وحشت دارد.
داستان مشکل‌ساز سارا: “من در ارائه دادن افتضاحم. صدایم می‌لرزد، همه چیز را فراموش می‌کنم و همه متوجه می‌شوند که چقدر بی‌کفایتم. این ترس همیشه جلوی پیشرفت من را گرفته است.”

 

مرحله ۱: نام‌گذاری و بیرونی‌سازی داستان (Externalizing)

در این مرحله، کوچ به سارا کمک می‌کند تا مشکلش را به عنوان یک چیز خارجی و جدا از خودش ببیند.

 

سوالات کلیدی کوچ:

“سارا، اگر قرار بود برای این ‘ترس از ارائه’ یک اسم بگذاری، چه اسمی انتخاب می‌کردی؟”
“اگر این ‘ترس’ یک شخصیت بود، چه شکلی بود؟ چه صدایی داشت؟ چه زمانی پیدایش می‌شود؟”
“این ‘ترس’ چه چیزهایی در گوش تو زمزمه می‌کند؟”

 

مثال در جلسه:

سارا: “انگار یک ‘هیولای منتقد’ درونم هست.”
کوچ: “جالبه. این ‘هیولای منتقد’ چه ویژگی‌هایی داره؟ کی‌ها بیشتر سروکله‌اش پیدا میشه؟”
سارا: “قبل از جلسات مهم میاد. بهم میگه ‘تو بلد نیستی، قراره آبروریزی کنی’. سنگین و تاریکه و نمیذاره درست فکر کنم.”

نتیجه این مرحله: حالا مشکل دیگر “من” نیست، بلکه “هیولای منتقد” است. این یک دشمن خارجی است که می‌توان با آن مبارزه کرد.

 

مرحله ۲: بررسی تأثیرات داستان مشکل‌ساز (Mapping the Influence)

 

حالا که دشمن شناسایی شد، باید بفهمیم چه تأثیراتی در زندگی سارا داشته است.

سوالات کلیدی کوچ:

“این ‘هیولای منتقد’ چه تأثیری روی کار، روابط و احساسات تو گذاشته؟”
“به خاطر حضور این ‘هیولا’، چه فرصت‌هایی رو از دست دادی؟”
“این داستان مشکل‌ساز تو رو از چه ارزش‌ها و اهدافی دور کرده؟”

مثال در جلسه:

کوچ: “حضور این ‘هیولای منتقد’ چه هزینه‌هایی برای تو داشته؟”
سارا: “باعث شده از پذیرفتن مدیریت یک پروژه بزرگ سر باز بزنم. باعث شده در جلسات ساکت باشم، در حالی که ایده‌های خوبی داشتم. احساس می‌کنم از اون چیزی که می‌تونستم باشم، عقب موندم.”

 

مرحله ۳: کشف لحظات درخشان (Sparkling Moments / Unique Outcomes)

 

هیچ داستانی ۱۰۰٪ واقعی نیست. کوچ به دنبال پیدا کردن استثناها و لحظاتی می‌گردد که داستان مشکل‌ساز قدرت نداشته است.

 

سوالات کلیدی کوچ:

“آیا تا به حال شده که این ‘هیولای منتقد’ حضور داشته باشه، اما تو تونسته باشی در مقابلش بایستی یا نادیده‌اش بگیری؟ حتی برای یک لحظه کوتاه؟”
“موقعیتی رو به یاد بیار که برخلاف انتظار، تونستی نظرت رو بگی یا یک ارائه کوچک و موفق داشته باشی. اونجا چه اتفاقی افتاد؟”
“چه مهارت یا قدرتی در اون لحظه به تو کمک کرد؟”

 

مثال در جلسه:

کوچ: “آیا حتی یک بار بوده که قرار باشه صحبت کنی ولی این ‘هیولا’ نتونسته باشه کاملاً جلوتو بگیره؟”
سارا: (بعد از کمی فکر) “آره، هفته پیش در یک جلسه تیم کوچک، خیلی سریع و بدون فکر یک پیشنهاد دادم و همه استقبال کردند. اون لحظه اصلاً بهش فکر نکردم.”

نتیجه این مرحله: این “لحظه درخشان” ثابت می‌کند که داستان “من همیشه افتضاحم” حقیقت مطلق نیست. این یک ترک در دیوار داستان مشکل‌ساز است.

 

مرحله ۴: بازنویسی داستان جدید (Re-authoring)

 

حالا وقت ساختن یک داستان جایگزین بر اساس این لحظات درخشان است.

سوالات کلیدی کوچ:

“اون لحظه‌ای که با موفقیت صحبت کردی، چه داستانی درباره ‘سارا’ روایت می‌کنه؟”
“اگر قرار بود برای این نسخه جدید از سارا یک عنوان انتخاب کنی، چی بود؟”
“این ‘سارای جدید’ چه باورها و توانایی‌هایی داره؟ دوست داره به چه چیزی شناخته بشه؟”
“داستانی که دوست داری از این به بعد برای خودت تعریف کنی چیست؟”

مثال در جلسه:

کوچ: “اینکه تونستی با جسارت نظرت رو بگی، چه چیزی رو درباره توانایی‌های تو نشون میده؟”
سارا: “نشون میده که من هم می‌تونم حرفم رو بزنم و ایده‌های ارزشمندی دارم.”
کوچ: “پس داستان جدید می‌تونه این باشه: ‘سارا، متخصصی که با اعتمادبه‌نفس ایده‌هایش را به اشتراک می‌گذارد’. این داستان رو چطور می‌بینی؟”
سارا: “خیلی دوستش دارم. احساس قدرت می‌کنم.”

 

مرحله ۵: تقویت و مستندسازی داستان جدید (Thickening the New Story)

 

داستان جدید شکننده است و نیاز به تقویت دارد. باید آن را در زندگی واقعی تثبیت کرد.

سوالات کلیدی کوچ:
“چه کسانی در زندگی‌ات می‌توانند شاهد این داستان جدید باشند و آن را تأیید کنند؟ (مثلاً یک همکار معتمد)”
“چه اقدام کوچکی می‌تونی انجام بدی که این داستان جدید رو برای خودت واقعی‌تر کنه؟ (مثلاً صحبت کردن در جلسه بعدی)”
“چطور می‌تونی این موفقیت‌ها و لحظات درخشان رو ثبت کنی؟ (نوشتن در دفترچه خاطرات، گفتن برای یک دوست)”

مثال در جلسه:

کوچ: “برای اینکه داستان ‘سارای متخصص و با اعتمادبه‌نفس’ قوی‌تر بشه، چه قدم کوچکی در این هفته برمی‌داری؟”
سارا: “در جلسه روز دوشنبه، تصمیم می‌گیرم حداقل یک بار صحبت کنم و نظرم رو بگم، حتی اگر کوتاه باشه.”
کوچ: “عالیه! بعد از جلسه چطوره این موفقیت رو برای من یا یکی از دوستان نزدیکت تعریف کنی تا این داستان بیشتر در ذهنت ثبت بشه؟”

 

چرا کوچینگ روایی اینقدر مؤثر است؟

قدرت را به مراجع بازمی‌گرداند: مراجع از قربانی داستان بودن به نویسنده داستان تبدیل می‌شود.
شرم و سرزنش را کاهش می‌دهد: با جدا کردن مشکل از هویت فرد، احساس گناه و بی‌کفایتی کم می‌شود.
چشم‌اندازهای جدید خلق می‌کند: به مراجع کمک می‌کند تا امکان‌هایی را ببیند که قبلاً در داستان مشکل‌سازش پنهان بودند.

تغییرات پایدار ایجاد می‌کند:

چون تغییر در سطح هویت و داستان زندگی فرد رخ می‌دهد، ماندگاری آن بسیار بیشتر از تغییرات رفتاری سطحی است.

با استفاده از این رویکرد، شما به عنوان کوچ، به مراجع کمک می‌کنید تا قفل‌های ذهنی خود را که در قالب داستان‌های محدودکننده ساخته شده‌اند، باز کند و فصلی جدید و قدرتمند در کتاب زندگی‌اش بنویسد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *