آناکرونیسم چیست و تاثیر آن در تاریخ و ادبیات

Anachronism (آناکرونیسم) یک مفهوم بسیار جالب در تاریخ، ادبیات و هنر است.

 

Anachronism (آناکرونیسم) یا نابهنگامی تاریخی چیست؟

 

آناکرونیسم به معنای قرار دادن یک شیء، یک شخص، یک رویداد، یک رسم یا یک عبارت در دوره‌ای از تاریخ است که به آن تعلق ندارد. به زبان ساده، یعنی یک “خطای زمانی” یا یک عنصر “بی‌ربط به زمان” در یک اثر.

 

این کلمه از ریشه‌ی یونانی گرفته شده است:

ana (ἀνά): به معنای “بر خلاف” یا “عقب”.

chronos (χρόνος): به معنای “زمان”.

 

بنابراین، آناکرونیسم یعنی چیزی که “بر خلاف زمان” است.

 

آناکرونیسم می‌تواند به دو شکل اصلی وجود داشته باشد: عمدی و اشتباهی.

 

۱. آناکرونیسم اشتباهی (Historical Error)

 

این نوع آناکرونیسم زمانی رخ می‌دهد که نویسنده، فیلمساز یا هنرمند به دلیل عدم آگاهی یا تحقیق ناکافی، یک اشتباه تاریخی مرتکب می‌شود.

 

مثال‌های معروف از آناکرونیسم اشتباهی:

 

فیلم Braveheart (شجاع‌دل): ویلیام والاس و جنگجویان اسکاتلندی‌اش در قرن ۱۳ میلادی، دامن‌های معروف اسکاتلندی (Kilt) را به تن دارند. در حالی که این نوع پوشش حداقل ۳۰۰ سال بعد در اسکاتلند رایج شد. این یک اشتباه معروف و واضح است.

 

فیلم Gladiator (گلادیاتور): در یکی از صحنه‌ها، شخصیت اصلی به “استرالیا” اشاره می‌کند. قاره استرالیا تا قرن ۱۷ میلادی توسط اروپایی‌ها کشف نشده بود، در حالی که داستان فیلم در دوران امپراتوری روم (قرن دوم میلادی) رخ می‌دهد.

 

نمایشنامه Julius Caesar (اثر شکسپیر): در این نمایشنامه که داستانش در روم باستان اتفاق می‌افتد، در یک صحنه صدای زنگ ساعت دیواری به گوش می‌رسد (“the clock hath stricken three”). ساعت‌های مکانیکی که زنگ بزنند، تا قرن ۱۴ میلادی اختراع نشده بودند.

 

فیلم The Green Mile (مسیر سبز): داستان فیلم در سال ۱۹۳۵ در ایالت لوئیزیانا اتفاق می‌افتد. شخصیت پل اجکام با مجازات اعدام توسط “صندلی الکتریکی” مواجه است. اما صندلی الکتریکی تا سال ۱۹۴۱ در این ایالت استفاده نشد.

 

۲. آناکرونیسم عمدی (Intentional Anachronism)

 

گاهی اوقات، خالق اثر به صورت کاملاً آگاهانه و هدفمند از یک عنصر نابهنگام استفاده می‌کند تا به یک هدف هنری، کمدی یا مفهومی دست پیدا کند.

 

مثال‌های معروف از آناکرونیسم عمدی:

 

فیلم A Knight’s Tale (داستان یک شوالیه): این فیلم پر از آناکرونیسم‌های عمدی است. داستان در قرون وسطی رخ می‌دهد، اما تماشاچیان سرود معروف “We Will Rock You” از گروه کوئین را می‌خوانند، شخصیت‌ها رقص‌های مدرن انجام می‌دهند و حتی لوگوی نایکی (Nike) روی زره یک شوالیه حک شده است. هدف از این کار، ایجاد هیجان، سرگرمی و ارتباط بهتر با مخاطب امروزی است.

 

انیمیشن The Flintstones (عصر حجر): کل این انیمیشن یک آناکرونیسم بزرگ و کمدی است! انسان‌های غارنشین در کنار دایناسورها زندگی می‌کنند (که در واقع میلیون‌ها سال با هم فاصله زمانی داشتند) و از تکنولوژی‌های مدرن به شکل سنگی استفاده می‌کنند؛ مثلاً ماشین‌هایی که با پا حرکت می‌کنند یا گرامافونی که با یک پرنده و یک صدف کار می‌کند. هدف در اینجا ایجاد طنز است.

 

فیلم Marie Antoinette (ساخته سوفیا کوپولا): در یک صحنه کوتاه از این فیلم که زندگی ملکه فرانسه در قرن ۱۸ را نشان می‌دهد، یک جفت کفش آل استار (Converse) در میان کفش‌های سلطنتی دیده می‌شود. این یک آناکرونیسم عمدی و بسیار ظریف است تا نشان دهد که ماری آنتوانت در آن زمان، نوجوانی شبیه به نوجوانان امروزی بوده و با او همذات‌پنداری شود.

 

نقاشی‌های رنسانس: بسیاری از نقاشان دوره رنسانس، صحنه‌هایی از کتاب مقدس (که در خاورمیانه باستان رخ داده) را طوری نقاشی می‌کردند که شخصیت‌ها لباس‌های اشرافی اروپای قرن ۱۵ را به تن داشتند و در معماری ایتالیایی قرار گرفته بودند. هدف این بود که داستان برای مردم آن زمان ملموس‌تر و قابل فهم‌تر شود.

 

خلاصه:

 

آناکرونیسم یک ابزار قدرتمند در داستان‌سرایی است. اگر به صورت اشتباهی به کار رود، یک گاف یا خطای تاریخی محسوب می‌شود که می‌تواند اعتبار اثر را زیر سوال ببرد. اما اگر به صورت عمدی و هوشمندانه استفاده شود، می‌تواند به ایجاد طنز، نقد اجتماعی، ارتباط عمیق‌تر با مخاطب و یا برجسته کردن یک مفهوم خاص کمک کند.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *