درست نویسی

رسم‌الخط به روشِ تجزیۀ تک‌واژی

من واژه‌ها را به تک‌واژهای تشکیل‌دهنده‌شان تجزیه می‌کنم و بر اساسِ همین تجزیه رسم‌الخطشان را تعیین می‌کنم. این روش باعثِ شفافیتِ واژه‌ها می‌شود و کارِ واژه‌شناسی و واژه‌سازی را آسان‌تر می‌کند. اگر این روش را بپذیرید، خودتان مجتهدِ رسم‌الخط می‌شوید و دیگر لازم نیست در این زمینه مقلدِ هیچ مرجعِ تقلیدی باشید.

مثلاً من بی‌چاره و پیش‌نهاد را به همین صورت می‌نویسم، نه بیچاره و پیشنهاد، چون اولی مرکب است از بی‌- + چاره و دومی هم مرکب است از پیش + نهاد.

می‌دانم که چشمتان به رسم‌الخطِ پیشنهاد بیش‌تر عادت دارد تا پیش‌نهاد. اما باید بدانید که عادتِ چشمیِ مردم نمی‌تواند مبنای علمی و درستی برای تعیینِ رسم‌الخط باشد، چون خیلی از مردم مثلاً یک نفر یا یک سال یا شمالِ غرب را هم یکنفر یا یکسال یا شمالغرب می‌نویسند، که قطعاً غلط است و هیچ توجیهی ندارد.

اگر از روزِ اول چشمتان به رسم‌الخطِ پیش‌نهاد (جدانویسی) عادت کرده‌بود، حالا قضیه برعکس می‌شد ‌و رسم‌الخطِ پیشنهاد (پیوسته‌نویسی) به نظرتان عجیب می‌آمد.

اگر از اول به‌جای دانشجو نوشته‌بودیم دانش‌جو، الآن دانش‌جو برایمان عجیب نبود.

عادت موقعی محترم است که مبنای منطقی داشته‌باشد، وگرنه باید آن را تغییر داد.

چند مثال برای جدانویسی به روشِ تجزیۀ تک‌واژی

آش‌پز

آن‌چه

آن‌که

این‌که

بزرگ‌داشت

بزرگ‌وار

بل‌که

پنج‌شنبه

پیش‌گفتار

پیش‌وند

تنگ‌نا

جناب‌عالی

خشم‌گین

خوش‌حال

دانش‌گاه

دانش‌مند

دست‌گیر

دل‌پذیر

دل‌دار

ده‌گانه

راه‌نما

رُفت‌گر

روی‌کرد

سخن‌ور

شب‌نم

شش‌صد

گل‌گون

یک‌سان

نکته

حقیقی یا مَجازی بودنِ معنیِ واژه تأثیری در رسم‌الخطش ندارد. مثلاً بی‌جا را همیشه همین طور باید نوشت، چه به معنیِ حقیقی‌اش یعنی بی‌مکان باشد چه به معنیِ مَجازی‌اش یعنی نامناسب و نا به جا. بی‌خود نیز همین طور است.

از رسم‌الخط نباید توقعِ تمایزِ معنایی داشت.

توجه

پس‌وندهایی را که با واکه شروع می‌شوند پیوسته می‌نویسم:

توانا (توان + -ا)، نه توان‌ا

گلاب (گل + -اب)، نه گل‌آب

رفتار (رفت + -ار)، نه رفت‌ار

پوشاک (پوش + -اک)، نه پوش‌اک

کودکان (کودک + -ان)، نه کودک‌ان

زنانه (زن + -انه)، نه زن‌انه

تناور (تن + -اور)، نه تن‌اور

کوشش (کوش + -ش)، نه کوش‌ش

پشمک (پشم + -ک)، نه پشم‌ک

هفتم (هفت + -م)، نه هفت‌ام

خواننده (خوان + -نده)، نه خوان‌نده

ترسو (ترس + -و)، نه ترس‌و

رنجور (رنج + -ور)، نه رنج‌ور

پایانه (پایان + -ه)، نه پایان‌ه

زمینی (زمین + -ی)، نه زمین‌ی

آهنین (آهن + -ین)، نه آهن‌ین

پشمینه (پشم + -ینه)، نه پشم‌ینه

ضمیرهای متصل را این‌طور می‌نویسم:

دستم، قلبم، پدرم، گناهم

دستت، قلبت، پدرت، گناهت

دستش، قلبش، پدرش، گناهش

دستمان، قلبمان، پدرمان، گناهمان

دستتان، قلبتان، پدرتان، گناهتان

دستشان، قلبشان، پدرشان، گناهشان

زندگی‌ام (گفتاری‌نویسی: زندگی‌م)

زندگی‌ات (گفتاری‌نویسی: زندگی‌ت)

زندگی‌اش (گفتاری‌نویسی: زندگی‌ش)

زندگی‌مان (گفتاری‌نویسی: زندگی‌مون)

زندگی‌تان (گفتاری‌نویسی: زندگی‌تون)

زندگی‌شان (گفتاری‌نویسی: زندگی‌شون)

خانه‌ام (گفتاری‌نویسی: خونه‌م)

خانه‌ات (گفتاری‌نویسی: خونه‌ت)

خانه‌اش (گفتاری‌نویسی: خونه‌ش)

خانه‌مان (گفتاری‌نویسی: خونه‌مون)

خانه‌تان (گفتاری‌نویسی: خونه‌تون)

خانه‌شان (گفتاری‌نویسی: خونه‌شون)

#بهروز صفرزاده

پنج‌شنبه ۱۴۰۰/۱۲/۱۹

#رسم‌الخط

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *