کوچینگ کواکتیو و نحوه استفاده آن در جلسات

دسته

کوچینگ کواکتیو (Co-Active Coaching) بیشتر از یک تکنیک، یک فلسفه و یک هنر است. بیایید با تمام جزئیات و به شکلی بسیار دقیق و مفصل آن را باز کنیم.

 

کوچینگ کواکتیو (Co-Active) چیست؟

 

نام “کواکتیو” از ترکیب دو کلمه کلیدی ساخته شده است که هسته اصلی این مدل را تشکیل می‌دهند:

“کو” (Co-): این بخش به معنای “همراهی”، “مشارکت” و “بودن با” (Being) است. این جنبه روی ماهیت رابطه کوچ و مراجع تمرکز دارد. در این مدل، کوچ و مراجع در یک سطح قرار دارند. کوچ یک متخصص همه‌چیزدان نیست که به مراجع “راه‌حل” بدهد. بلکه او یک شریک کنجکاو است که در کنار مراجع می‌ایستد، فضایی امن و سرشار از اعتماد ایجاد می‌کند و به او کمک می‌کند تا خودش جواب‌هایش را پیدا کند. این بخش مربوط به هنرِ حضور و گوش دادن عمیق است.

“اکتیو” (Active-): این بخش به معنای “عملگرایی”، “اقدام” و “انجام دادن” (Doing) است. کوچینگ بدون اقدام و تغییر، فقط یک گفتگوی دلنشین است. جنبه “اکتیو” تضمین می‌کند که این بصیرت‌ها و اکتشافات درونی به اقدامات مشخص، نتایج ملموس و یادگیری روبه‌جلو در دنیای واقعی منجر شوند. این بخش مربوط به هدف‌گذاری، مسئولیت‌پذیری و حرکت است.

بنابراین، کوچینگ کواکتیو یک رقص هماهنگ بین “بودن” و “انجام دادن” است. کوچ و مراجع با هم در این رقص شریک هستند تا زندگی مراجع را غنی‌تر و هدفمندتر کنند.

 

فلسفه بنیادین: چهار سنگ بنای کواکتیو

 

این مدل بر چهار ستون اصلی استوار است که دیدگاه کوچ نسبت به مراجع را شکل می‌دهد. این‌ها پیش‌فرض‌های کوچ کواکتیو هستند:

مراجع ذاتاً خلاق، توانمند و کامل است (The client is naturally creative, resourceful, and whole).

توضیح: این مهم‌ترین سنگ بناست. کوچ کواکتیو باور ندارد که مراجع “شکسته” است یا نیاز به “تعمیر” دارد. مراجع تمام منابع، خلاقیت و توانایی لازم برای حل مشکلات و رسیدن به اهدافش را در درون خود دارد. وظیفه کوچ، کمک به مراجع برای کشف و استفاده از این منابع درونی است، نه تزریق دانش از بیرون.

در عمل: کوچ هرگز نمی‌گوید: “مشکل تو اینه و باید این کار رو بکنی.” بلکه می‌پرسد: “از چه منبع درونی‌ای می‌تونی برای عبور از این چالش استفاده کنی؟”

تمرکز بر تمامیت وجودی مراجع (Focus on the whole person).

توضیح: یک مراجع فقط “مشکل کاری” یا “چالش رابطه‌اش” نیست. او مجموعه‌ای از ارزش‌ها، احساسات، باورها، رویاها و انرژی‌هاست. کوچ کواکتیو به تمام این ابعاد توجه می‌کند. گاهی راه‌حل یک مشکل کاری، در پرداختن به یک نیاز عاطفی یا یک ارزش فراموش‌شده نهفته است.

در عمل: اگر مراجع درباره استرس شغلی صحبت می‌کند، کوچ ممکن است بپرسد: “این استرس در بدنت چه حسی ایجاد می‌کنه؟” یا “چه چیزی در این موقعیت با عمیق‌ترین ارزش‌های تو در تضاده؟”

رقص در لحظه (Dance in this moment).

توضیح: کوچینگ یک فرآیند از پیش تعیین‌شده و خشک نیست. کوچ با انعطاف‌پذیری کامل به چیزی که در لحظه حال در حال رخ دادن است (کلمات، انرژی، سکوت، احساسات مراجع) واکنش نشان می‌دهد. او به جای دنبال کردن یک دستورالعمل ثابت، با جریان گفتگو حرکت می‌کند و به شهود خود اعتماد می‌کند.

در عمل: کوچ ممکن است یک برنامه کلی برای جلسه داشته باشد، اما اگر مراجع ناگهان موضوع مهم‌تری را مطرح کرد، کوچ به جای بازگرداندن او به موضوع قبلی، با کنجکاوی مسیر جدید را دنبال می‌کند.

فراخواندن تحول (Evoke transformation).

توضیح: هدف کواکتیو فقط حل یک مشکل سطحی نیست، بلکه ایجاد یک تغییر عمیق و پایدار در دیدگاه و زندگی مراجع است. این مدل به دنبال تغییر “چه کسی بودنِ” مراجع است، نه فقط “چه کاری انجام دادنِ” او.

در عمل: به جای تمرکز صرف بر “چگونه ترفیع بگیریم؟”، کوچ به مراجع کمک می‌کند تا به “چه نوع رهبری می‌خواهم باشم؟” فکر کند. این یک تغییر در سطح هویت است.

 

مدل کواکتیو در عمل: یک مثال بسیار دقیق و مفصل

 

بیایید یک جلسه کوچینگ را با این مدل شبیه‌سازی کنیم.

 

مراجع: سارا، مدیر پروژه‌ای که احساس می‌کند در کارش فرسوده شده و انگیزه‌اش را از دست داده است.

هدف سارا: “می‌خوام دوباره از کارم لذت ببرم و انگیزه پیدا کنم.”

 

شروع جلسه (جنبه “کو”):

کوچ با آرامش و حضور کامل جلسه را شروع می‌کند. او به دنبال ایجاد یک فضای امن است.

کوچ: “سلام سارا، خوشحالم که امروز اینجا هستی. قبل از اینکه شروع کنیم، می‌خوام یک نفس عمیق بکشی و هر چیزی که ذهنت رو مشغول کرده برای چند لحظه کنار بگذاری. امروز دوست داری چه چیزی رو از گفتگومون به دست بیاری؟”

 

کاوش (استفاده از گوش دادن سطح ۳ و کنجکاوی):

سارا شروع به صحبت می‌کند: “خسته شدم. هر روز کارهای تکراری، جلسات بی‌نتیجه… انگار در یک چرخه بی‌پایان گیر افتادم.”

 

کوچ (به جای ارائه راه‌حل): “وقتی میگی ‘در یک چرخه بی‌پayan گیر افتادم’، چه تصویر یا حسی در ذهنت میاد؟” (کنجکاوی برای درک عمیق‌تر متافور مراجع)

سارا: “مثل یک همستر روی چرخ. می‌دوم و می‌دوم ولی به هیچ‌جا نمی‌رسم.”

کوچ (گوش دادن سطح ۳ – توجه به انرژی و کلمات): “کلمه ‘همستر’ رو با یک انرژی خاصی گفتی… این همستر چه احساسی داره؟” (تمرکز بر تمامیت وجودی – احساسات)

سارا: “احساس بیهودگی می‌کنه. خسته است.”

 

عمیق‌تر شدن (استفاده از شهود و فراخواندن تحول):

کوچ (با لحنی آرام و پیشنهادی): “سارا، یک حسی بهم دست میده، نمی‌دونم درسته یا نه… انگار این ‘همستر’ بخشی از توئه، اما تمام تو نیست. آیا بخشی از تو هم هست که بیرون از این چرخ ایستاده و داره نگاه می‌کنه؟” (استفاده از شهود برای باز کردن یک دیدگاه جدید)

سارا (بعد از کمی سکوت): “آره… شاید. یه بخشی از من می‌دونه که این وضعیت درست نیست. بخشی که یادشه قبلاً چقدر خلاق بودم و از چالش‌ها لذت می‌بردم.”

کوچ: “اون بخش رو چی صدا می‌زنی؟ اگر یک اسم داشت، چی بود؟” (فراخواندن آن بخش قدرتمند وجود سارا)

سارا: “شاید… ‘سارای ماجراجو’.”

 

حرکت به سمت اقدام (جنبه “اکتیو”):

حالا کوچ به سارا کمک می‌کند تا از این بصیرت جدید برای ایجاد یک تغییر واقعی استفاده کند.

کوچ: “فوق‌العاده‌ست. این ‘سارای ماجراجو’ اگه الان کنترل رو به دست می‌گرفت، اولین قدم کوچکی که برای خارج شدن از این چرخه برمی‌داشت چی بود؟ نیازی نیست یک کار بزرگ باشه.”

سارا: “شاید… فقط برای یک ساعت در هفته، روی یک پروژه شخصی کوچک که دوست دارم کار می‌کردم. بدون اینکه به نتیجه‌اش فکر کنم.”

کوچ: “عالیه! این یک اقدام قدرتمنده. چطور می‌خوای مطمئن بشی که این اتفاق میفته؟ چه چیزی می‌تونه حمایتت کنه؟” (ایجاد ساختار و مسئولیت‌پذیری)

سارا: “توی تقویمم ثبتش می‌کنم. مثل یک جلسه مهم. و شاید به همسرم هم بگم تا بهم یادآوری کنه.”

کوچ (برای تثبیت یادگیری): “امروز چه چیزی درباره خودت کشف کردی؟”

سارا: “اینکه من اون همستر نیستم. من ‘سارای ماجراجو’ هم هستم و می‌تونم انتخاب کنم که به اون بیشتر توجه کنم.”

 

جمع‌بندی نهایی:

 

همانطور که در مثال دیدید، کوچ کواکتیو:

پاسخ نمی‌دهد، بلکه سوال قدرتمند می‌پرسد.

قضاوت نمی‌کند، بلکه با تمام وجود گوش می‌دهد.

مشکل را حل نمی‌کند، بلکه به مراجع کمک می‌کند تا توانایی‌های درونی خود را برای حل آن پیدا کند.

یک رابطه مشارکتی می‌سازد، نه یک رابطه سلسله‌مراتبی

 

این مدل، یک سفر اکتشافی دو نفره است که در آن کوچ با چراغ قوه، مسیر پیش روی مراجع را روشن می‌کند تا او بتواند با شجاعت و آگاهی قدم‌های بعدی‌اش را بردارد. این یعنی کوچینگ در عمیق‌ترین و مؤثرترین شکل خود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *